تبليغاتX
همین صفحه جایِ خوبی برایِ بوسیدنِ توست یک فنجان چای ، تلخ مثل بغض ... - نبودت یه درده! بودنت یه درده ...











یک فنجان چای ، تلخ مثل بغض ...

اینجا، این منم که می نویسم، این منم که می گریم،این منم که می خندم. من! دختر گیس بلند افسانه های دور!
نبودت یه درده! بودنت یه درده ...

 اومدی آروم آروم خودت رو توی روزهای من جا کردی ... انقدر که از نبودنت و از بی خبر بودنت یک حسی شبیه دلتنگی دارم ... اما با این حال وقتی هم هستی پرم از یک حس دو  دلی عمیق ... من پرم از بی اعتمادی گل من ... پرم از حس ِترس ... من پرم از دلتنگی ... هستی و می ترسم ... نیستی و می ترسم ...

(امضا)

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت14:57توسط |
Google Analytics Alternative